"((((((لغت نامه ی رندانه))))))"
آدامس :
تنها چیزی كه توی دهان خانم ها بند می شود
احمق:
كسی كه دختر همسایه را در تاریكی نبوسد
ادب :
یعنی كمك به یك خانم زیبا در عبور از خیابان حتی اگر به كمك احتیاج نداشته باشد
ازدواج :
قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با كسی است كه بیشتر تقلب كند
الكل :
مایه گرانبهایی كه همه چیز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را
اوراقچی :
تنها موجودی كه زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند
ایده آل :
شوهری كه بتواند با زنش به دقت و ملایمتی كه در مورد اتومبیلش دارد رفتار كند
بزبیار :
فلك زده ای كه زنش زشت و كلفتش بیریخت باشد
بوسه :
تصادفی كه فقط یك سیلی به آدم ضرر می زند
بیست سالگی :
دورانی كه پسر ها دنبال معشوقه می گردند دختر ها دنبال شوهر
خوش بین :
مردی كه تصور كند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی كند گوشی را خواهد گذاشت
دوران تجرد :
دورانی كه معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود
رفیق :
كسی كه همیشه به شما مقروض است
زوج ایده آل :
شوهر كر و زن لال
مرد مجرد :
كسی كه هنوز عیوبی دارد كه خود نمی داند
هالو :
شوهری كه دستكش ظرفشویی را بجای اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد